3307
1
~ بخش اول ~ ارباب عمارت مردی سختگیر بود که همیشه واکنشی سرد داشت. یک شب، او مایا را در حالی که مشغول اصلاح بود غافلگیر کرد. معلوم شد که او فتیش عجیبی دارد: از تراشیدن موهای زائد زنان تحریک جنسی میشد. مایا، که از زمان ورود به عمارت مجذوب او شده بود، لبه دامنش را بالا زد تا کس پر موی خود را نشان دهد. با دیدن آشفتگی او، به او پیشنهاد داد که او را اصلاح کند. او قبول کرد. او فوم اصلاح را آماده کرد و آن را از کمر تا رانهایش، اطراف غشاهای مخاطی و در نهایت روی موهای ناحیه تناسلی مالید. مایا که از این تجربه هیجانزده شده بود، آرزو داشت که ادامه دهد. ~ بخش دوم ~ روکا، که در یک نمایش آبی چشمگیر اجرا میکرد، اخیراً حواسپرت شده بود و اشتباه میکرد. دلیلش واضح بود: او عاشق ماساکی بود که در کارش از او حمایت میکرد. سایر اعضا که متوجه احساسات او شده بودند، تصمیم گرفتند کمک کنند و ملاقاتی بین آن دو در یک مکان خالی و بدون تماشاگر ترتیب دادند. وقتی هر دو احساسات متقابل خود را اعتراف کردند، شروع به جستجوی فیزیکی یکدیگر کردند. شور و اشتیاق سرریز شد و در گرماگرم لحظه، آنها به داخل آب افتادند. همانطور که بدنهایشان در حال غرق شدن بود، ارگاسم مشترکی را تجربه کردند.