3788
گروهی از دانشآموزان دبیرستانی دختر از باشگاه نجوم در حال حرکت به سمت اردوی آموزشی در یک اقامتگاه کوهستانی بودند. وقتی وسیله نقلیهشان پنچر شد و در تله افتادند، یک روستایی محلی به کمکشان آمد، آنها را نجات داد و به روستا دعوت کرد. با این حال، روستا یک رسم شوم داشت: به دام انداختن زنان خارجی برای تبدیل آنها به عروس برای روستاییان. برای محافظت از دانشآموزانش که در یک انبار قفل شده بودند، معلم زیبا خود را به عنوان قربانی پیشنهاد داد. اما در تالار بزرگ که او را بردند، جمعی از مردان روستایی برهنه با نعوظهای خشمگین ایستاده بودند، کاملاً هیجانزده و آماده برای ویران کردن او. لباسهایش پاره شد، و بدنش بلافاصله و بیوقفه مورد تجاوز قرار گرفت تا به نقطه شکست رسید. در یک عمل ناامیدی، از دست دادن عقلانیتش، معلم به دانشآموزانش خیانت کرد، آنها را به عنوان جایگزین پیشنهاد داد تا خود را نجات دهد. در همین حال، سه دانشآموز باقیمانده در انبار از لباسهایشان محروم شدند و دست و پا با زنجیر بسته شدند. یکی یکی، بدنهایشان توسط روستاییان رام و آموزش داده شد، شکسته شدن جسمی و ذهنی تا اینکه به چیزی بیش از بردههای جنسی بیاراده و صرفاً اشیاء لذت تبدیل شدند.