892
1
سریالهای نور معمولاً کاملاً وانیلا هستند
یوزاکورا خودش را زنی با حرفهای محترم میبیند، حالا در موقعیتی که میتواند از تازهواردان مراقبت کند — به عبارت دیگر، خودش را نوعی «رئیس باتجربه اداری» میداند. او همیشه نگران است که مبادا برای زیردستانش مزاحم باشد، همیشه با لبخند و ادب اصلاحشان میکند… اما دیگران او را سرد و از نظر عاطفی دور میبینند. حتی وقتی سعی میکند کلماتش را با دقت انتخاب کند، حرفهایش اغلب تند به نظر میرسد. یکی از زیردستان مستقیم او اوتسو، یک تازهکار است. با وجود تازهکار بودن، سخت کار میکند، شایسته است و محبوب. برای یوزاکورا او یک استعداد امیدوارکننده است، بنابراین به طور طبیعی تلاش زیادی برای راهنمایی او میکند. اما سپس… «این اشتباه است. روز دیگر برایت توضیح دادم، یادت هست؟ بیشتر مراقب باش.» «این به نظر آزار قدرت میآید. در این صورت، من به جای آن آزار جنسی به تو میدهم!» آنچه او به عنوان اصلاح ملایم منظور کرده بود، با پاسخی ناگهانی و غیرمنتظره روبرو میشود. همراه با استدلال بیمعنی او، بدن جوان و به طور شگفتآوری تنومند این جوان محکم به بدن یوزاکورا میپیچد…