1615
3
روز اول در شرکت انتشاراتی، شوتا تندو عاشق مربیاش، یویی یامانوبه زیبا شد. با سینهای بیش از ۹۰ سانتیمتر، کمری باریک، پاهای بلند و کشیده و زیبایی تقریباً الهی، او تجسم هوس بود. اما یویی فقط ظاهر نبود — ویراستار سال پنجم، مسئول چندین اثر پرفروش، همیشه فروتن و گرم با شوتا، هم رئیس قابل تحسین بود و هم زن رویاهایش. هرچه بیشتر با هم کار میکردند، صمیمیتر میشدند. با این حال شوتا که هیچ تجربه عاشقانهای نداشت جرأت قدم برداشتن نداشت، بهویژه پس از آنکه یویی ناامنیهای رمانتیک خودش را با او در میان گذاشت. فرصت با سفر کاری برای عکاسی گراور پدیدار شد. برای محافظت از یویی در برابر عکاس هرزه کاواکیتا — که آشکارا میخواست او را مست کند تا بکندش — شوتا بیش از حد مشروب خورد و از هوش رفت. با سردرد بیدار شد. تخت یویی خالی بود. صداهای خیس از حمام میآمد. از لای در نگاه کرد و قلبش شکست: یویی و کاواکیتا کاملاً لخت، غرق در سکس خشن و پرشور بودند. تکاندهنده اینکه یویی هیچ مقاومتی نمیکرد — با اشتیاق هر ضربه و هر لمس را میپذیرفت و نالههای لذت سر میداد. وقتی هنوز خیس از دوش بیرون آمدند، با گرسنگی به هم چسبیدند و بوسهای حریصانه رد و بدل کردند. کابوس شوتا تازه شروع شده بود.
آکوگاره نو اونّا جوشی گا، آئبیه یا شوتشو نو توناری نو بدو ده زتسورین اوتوکو نی نتورارته ایرو

1230
2
Akogare no Onna Joushi ga, Aibeya Shucchou no Tonari no Bed de Zetsurin Otoko ni Netorarete Iru
9 ماه پیش |