Shinsei Kourin Dacryon: Luna

Shinsei Kourin Dacryon: Luna
در غروب کنار رودخانه، دختران جادویی داکریون تغییر شکل دادند، آماده نبرد با گروه نوزادان سقوطکرده حشرهمانند。 «در آن لحظه هرگز تصور نمیکردیم… که اوضاع اینگونه شود…» محاصرهشده، دختران داکریون با بزاق چسبناک بسته شدند. tentacleها روی بدنشان لیز میخوردند، هر سانتیمتر را لیس میزدند، در هر سوراخی نفوذ میکردند — تا اینکه با خشونت به حساسترین نقاطشان حملهور شدند。 احساس تغییر در بدن، سه جنگجو روی زمین افتاده بودند، غرق در منی، چشمان خالی، بدن در تشنج。 ناگهان روی شکم پایینشان علائم شهوتانگیز درخشانی پدیدار شد، با نور وهمآور نبض میزد و هوسهایی بیدار میکرد که دیگر نمیشد سرکوبشان کرد。 «و سپس… لحظه فرا رسید。」 شکستخورده و در حالتی فجیع، در قلمرو فرشتگان سقوطکرده و هیولاها گرفتار شدند。 آنجا مقابلشان ایستاده بود منبع همهچیز — مادر مقدس سقوطکرده。
قسمتها
2